هوش عاطفی

آخرین تحول و ابداع مهم، در درک رابطه بین تفکر و عاطفه است. بر خلاف عقاید قبلی بهترین و منحصرترین کمکی که این سازه کرده این است که عواطف و افکار را با هم سازگار میداند و هوشمندانه آنها را باهم ترکیب میکند.

پیدایش هوش عاطفی

امروزه هوش عاطفی دارای دو حوزه و طیف گسترده است. یکی از طیفها روانشناسی است که هوش عاطفی را به عنوان یک ویژگی شخصیتی به حساب می آورد و طیف دیگر پژوهشهای تجربی هستند که بصورت دقیق و جامع آنرا مورد مطالعه قرار داده و روشهای ارزیابی معتبری برای سنجش آن ارائه نموده است.

چگونه حوزه ی هوش عاطفی شکل گرفت؟ (چگونه رواج پیدا کرد؟)

فعالیت های روانشناسی از ١٩٠٠میلادی (١٢٧٩ خورشیدی) تاکنون به 5 دوره تقسیم می شود:

سالهای ١٩٠٠ تا ١٩٦٩ (١٢٧٩ تا ١٣٤٨): در این دوره مطالعات روانشناختی مربوط به هوش و عاطفه جدا و مستقل از یکدیگر صورت میگرفت و در آن زمان پژوهشگران درگیر موضوع مرغ و تخم مرغ بودند. بدین ترتیب که شخصی که با یک موقعیت استرس آور مواجه میشود ابتدا پاسخ فیزیولوژیکی هیجان از خود نشان میدهد و سپس احساس هیجان میکند یا ابتدا احساس هیجان میکند و سپس تغییرات فیزیولوژیکی در او بروز پیدا میکند؟ و مسئله ی دوم این بود که آیا عواطف مفهومی عام و جهان شمول است یا به وسیله ی عوامل فرهنگی تعیین و تفکیک میشود؟

سالهای ١٩٧٠ تا ١٩٨٩ (١٣٤٩ تا ١٣٦٨): هوش و عاطفه که قبلا"حوزه های جداگانه ای بودند در این دوره در یک حوزه جدید به هم نزدیک شدند و حوزه ی جدیدی را با عنوان شناخت و احساس (تفکر و عاطفه) تشکیل دادند.

سالهای ١٩٩٠ تا ١٩٩٣ (١٣٦٩ تا ١٣٧٢): این دوره دوره ی توجه ویژه پژوهشگران به مطالعه و بررسی پیرامون هوش عاطفی محسوب میشود و هوش عاطفی را برای توصیف ظرفیت و استعداد انسان به کار بردند.

سالهای ١٩٩٤ تا ١٩٩٧ (١٣٧٣ تا ١٣٧٦): در این دوره اصطلاح هوش عاطفی با چاپ کتاب پر فروش دانیل گلمن رواج زیادی پیدا کرد. در کتاب گلمن هوش عاطفی به عنوان بهترین عامل پیش بینی کننده ی موفقیت در زندگی معرفی شده بود که هر کسی میتواند به آن دست یابد و می توان آنرا یک خصیصه ی شخصیتی به حساب آورد.

5) سالهای ١٣٧٧ تاکنون: آزمونهای جدید برای سنجش هوش عاطفی به وجود آمد. چگونه می توان هوش عاطفی را به خوبی اندازه گیری کرد؟

ضریب هوش عاطفی (EQ)، همان ضریب هوشی (IQ) شما نیست. حتی یک عدد هم نیست. بلکه هوش عاطفی میتواند بهترین عامل پیش بینی کننده ی موفقیت شما در زندگی باشد. این عبارت که ضریب هوشی عاطفی حتی یک عدد هم نیست به این موضوع اشاره دارد که هوش عاطفی کمیتی نیست.

به عنوان مثال مقیاس معتبر و رایج CPI، به عنوان اولین ابزار ارزیابی هوش عاطفی به حساب می آید و ویژگیهای مختلفی چون انگیزش و نفوذ اجتماعی را اندازه می گیرد.

آیا هوش عاطفی بهترین عامل پیش بینی کننده ی موفقیت در زندگی میباشد؟

اولین نظریه ای که در مورد هوش عاطفی ارائه شد فقط ادعا مینمود که واقعا" این هوش وجود دارد. ده سال بعد ادعای دیگری مطرح شد مبنی بر اینکه نه تنها هوش عاطفی وجود دارد بلکه قادر به پیش بینی اموری چون حساسیت اجتماعی، پایداری و سلامت عمومی نیز میباشد. حال این نظریه مطرح است که نمی توان ادعا کرد که هوش عاطفی به اندازه ی IQ یا حتی بیشتر از آن قادر به پیش بینی موفقیت در زندگی میباشد. بلکه ادعای ما این است که هوش عاطفی به عنوان یک عامل پیش بینی کننده ی معتبر برای موفقیت تحصیلی و گاهی اوقات برای موفقیت شغلی می باشد.

چرا هوش عاطفی مهم است؟

چون هوش عاطفی به عنوان یک خصیصه ی تازه ممکن است موارد مهمی را که قبلا" غیر قابل پیش بینی یا کمتر قابل پیش بینی بود پیش بینی نماید.

کاربرد هوش عاطفی: در نظریه ی مایر - سالووی هوش عاطفی به عنوان مجموعه ای از توانایی های مرتبط به هم که دارای ٤ بعد اساسی میباشند مطرح شده:

شناسایی و بیان عواطف

استفاده ی صحیح از عواطف

فهم و درک عواطف

مدیریت و تنظیم عواطف

این ٤ بعد در حقیقت ٤ نوع مهارت هستندکه برای داشتن سلامت جسمی و روانی اهمیت زیادی دارند.

ابراز عواطف و برآیندهای سلامتی:

جواب شما به اظهارات زیر مثبت است یا منفی؟

برخی از اعضای خانواده ام عادت دارند که مرا عصبانی نمایند و سبب ناراحتی ام گردند،

من در برابر برخی از افراد که بیش از حد با من دوستانه رفتار میکنند عصبانی میشوم،

من هنگامی که خبر پیروزی و موفقیت دیگران را میشنوم احساس شکست و ناتوانی میکنم ...

افرادی که به اظهارات فوق جواب مثبت میدهند افرادی هستند که استعداد بالایی برای بروز رفتارهایی چون پرخاشگری دارند و آمادگی بالایی برای مبتلا شدن به بیماری های قلبی!

خشونت بدبینانه یا عیب جویانه که حالت نقص ویژه در مدیریت عواطف میباشد موجب تهدید سلامتی افراد پرخاشگر می شود و ویژگیهای این خشونت بدگمانی، تنفر و انزجار، ابراز خشم شدید بصورت برافروختگی حاد، خجالت کشیدن و عدم اعتماد به دیگران است. پیدا کردن این نوع افراد کار مشکلی نیست. اغلب آنان افرادی هستند که مبتلا به پرخاشگری کلامی می باشند، رفتار مخالفت جویانه ی زیادی از خود نشان میدهند، در پیدا کردن دوست و ایجاد روابط دوستانه دچار مشکل میباشند و نمی توانند به روابط دوستانه با دیگران ادامه دهند، تحریکات عاطفی که با خشونت بدبینانه همراه میشود باعث ورود بیش از حد چربیها به درون نظام گردش خون میشود و این افزایش چربی و تیری گلیسیرید خون باعث افزایش احتمال انسداد رگ ها و مانع تغذیه ی صحیح سلولهای قلب میگردد و در نتیجه فرد دچار حمله ی قلبی می شود. وقتی که این افراد دچار خشم و عصبانیت زیاد شوند امکان دارد ازطریق کشیدن سیگار، نوشیدن مشروبات الکلی و خوردن غذاهای چرب بخواهند با مشکل خود سازگاری پیدا کنند که این نوع سازگاری منفی است و خطرهای بیشتری برای سلامتی آنان فراهم می آورد.

سرکوبی عواطف و اثرات آن بر سلامتی:

سرکوبی عواطف و احساسات خشم آلود و منفی باعث بوجود آمدن نوعی احساس آرامش ظاهری و کاذب میگردد و سبب میشود که ابراز عواطف به حداقل برسد. این راهبرد به نظر نمیرسد که راهبردی سودمند و مفید باشد و به سلامتی فرد کمک کند. به چند دلیل:

بیشتر سبب افزایش فشار خون می شود،

میتواند احتمال ابتلا به سرطان و یا پیشرفت آن را در بدن افزایش دهد،

از طرف دیکر استفاده از مکانیزم های دفاعی چون انکار و سرکوب میتواند موجب پیشرفت سرطان در بیمار گردد.

آنچه خواندید خلاصه مطالبی بود برگرفته از کتاب،

هوش عاطفی در زندگی روزمره

زیر نظر: ژوزف سیاروچی و ژوزف فورگاس و جان مایر

ترجمه: اصغر نوری امام زاده ای و حبیب الله نصیری

 

/ 0 نظر / 73 بازدید